حرفهايی برای ...

شنبه ٤ تیر ،۱۳۸٤

اگر روزی فهميديد اشتباه كرديد ........

الان اينقدر خسته ام که هر جمله ای بيشتر از چند ثانيه توی ذهنم دوام نداره . می دانم اميد بچه گانه ای بود ، ديشب کاملا داشتم خودم را گول می زدم و حتی گول حرفهای کسانی که پيش بينی های صد در صد خلاف واقعيت داشتند را هم خوردم چون خودم می خواستم . باور اينکه شکست خورديم سخته باور اينکه ما اينقدر شايعات را زود باور می کنيم و اينکه اينقدر ملت ايران مظلوم دوستند يا شايد هم فکر کردند ان يکی که هيچ نکرد حالا ببينند اين يکی چه می کند .

اما امروز يک چيز ديگر هم بود ادمهايی که تا ديروز می گفتند کانديدايشان تخزيب شده هر چه خواستند گفتند و خنديدند و تخريب که هيچ تمسخر کردند از اين مسخره تر ادمهای حزب باد هستند ادمهايی که با شادی می گويند ما حزب باديم  واقعا که ...

اما اين بار هم پيش بينی مامانم درست از اب درامد گرچه خودش هم از اين نتيجه ناراحت  است

من نمی دانم کجای اين قضه هستم و اصلا بايد ناراحت باشم يا نه فقط دلم می خواهد بدانم هاشمی می دانسته در اين بازی شکست می خورد که حريفی خواهد داشت با دو برابر رای  . من که دلم نمی حواهد باور کنم .

اما هاشمی و طرفدارنش هم نتوانستند ان ميليونها ادم بی تفاوت  وجوان بی خيال را به رای دادن وادار کنند کارناوالها و اسکيت سوارها و .... هم فايده ای نداشت انها فقط از فرصت حداکثر استفاده را کردند در جهت سو استفاده .

نوشته های هر روزه شرق هم فايده ای نداشت .

من برای طرفدارن اين شهردار محبوبشان ارزو می کنم که خنده هايشان خنده بماند و مثل نيمی از ان ۲۰ ميليونی که به خاتمی رای دادند از انتخابشان پشيمان نشوند که اين تازه وارد عرصه قدرت ايران هنوز نيامده باعث سقوط بازار سهام شد و باعث خروج سرمايه های بسياری هم از کشور خواهد شد .

اميدوارم روزی نامزدهايی برای انتخابات داشته باشيم که مطمئن باشيم از انتخابشان پشيمان نخواهيم شد .

 

                                                                                  |chick

dove&chick
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

مامان نیلو
حزب جوانان زير افتاب
قصه هاي عزيز اقا
حرفهايم خواندي نيستند
خلوت کوهستان
خانم حنا
همشهري كاوه
دوباره
مچاله كنار خاطره
آينده ايران
نقطه سر خط
ارامتر از نبض يك مرده
شهرستانی
شورابیل
رتبه و جايگاه سايت در موتور جستجو
پرشين‌بلاگ